<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه حسابداری مدیریت راهبردی</title>
    <link>https://www.smajournal.ir/</link>
    <description>فصلنامه حسابداری مدیریت راهبردی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل و رتبه‌بندی عوامل کلیدی موفقیت در ادغام هوش مصنوعی و اقتصاد چرخشی برای تحقق زنجیره تأمین هوشمند و پایدار با رویکرد دیمتل</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_239137.html</link>
      <description>این مقاله درصدد شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی موفقیت (CSFs) در ادغام هوش مصنوعی (AI) و اقتصاد چرخشی (CE) در بستر زنجیره تأمین هوشمند (SSC) و پایدار است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها، توصیفی-پیمایشی است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و نظرسنجی از خبرگان صنعت و دانشگاه گردآوری و با تکنیک دیمتل تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان دادند که عوامل حیاتی موفقیت در ادغام هوش مصنوعی و اقتصاد چرخشی در زنجیره تأمین هوشمند و پایدار در پنج بُعد مدیریتی، فناوری، همکاری شبکه‌ای، فرآیندی و پایداری شناسایی شدند. نتایج تحلیل دیمتل بیانگر آن است که ابعاد مدیریتی و فناوری به‌عنوان عوامل علّی و اثرگذار اصلی شناخته می‌شوند. در مقابل، ابعاد فرآیندی و پایداری بیشترین میزان تأثیرپذیری را از سایر حوزه‌ها دارند. همچنین بعد همکاری شبکه‌ای با بالاترین مقدار ارتباط کلی، نقش واسطه‌ای کلیدی میان ابعاد مدیریتی و پایداری ایفا می‌کند. نتایج پژوهش منجر به ارائه یک چارچوب مفهومی تلفیقی شد که نشان می‌دهد ادغام هوش مصنوعی و اقتصاد چرخشی از طریق تقویت ابعاد مدیریتی، فناورانه و همکاری شبکه‌ای می‌تواند به بهینه‌سازی فرآیندها، ارتقای پایداری و ایجاد زنجیره تأمین هوشمند و تاب‌آور منجر شود. این چارچوب، ارتباط علّی و ساختاری میان عوامل کلیدی موفقیت را تبیین کرده و مسیر تحقق توسعه پایدار و مزیت رقابتی پایدار را برای سازمان‌ها فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی حسابداری زیست محیطی شرکت های فولاد با رویکرد نظریه داده بنیاد چندوجهی</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_239141.html</link>
      <description>با توجه به هدف پژوهش که ارائه الگوی حسابداری زیست محیطی شرکت های فولاد می باشد از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و با رویکرد اکتشافی، داده ها جمع آوری گردید. جامعه آماری شامل خبرگان حرفه حسابداری مدیریت که شامل حسابداران مدیریت و مدیران مالی شرکت های فولاد و اساتید حسابداری که پژوهشی پیرامون مسائل زیست محیطی انجام داده اند، می باشند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و گزینشی می باشد. نمونه آماری در بخش کیفی 13 خبره و در بخش کمی جهت اعتبار سنجی الگوی پژوهش 35 خبره بود. در ارتباط با الگوی حسابداری زیست محیطی شرکت های فولاد با رویکرد نظریه داده بنیاد چندوجهی دو بُعد، چهار مولفه و سی و پنج شاخص شناسایی گردید. بُعد درون سازمانی حسابداری سبز با مولفه فردی و مولفه سازمانی، بُعد برون سازمانی حسابداری سبز با مولفه اجتماعی و مولفه نظارت و ارزیابی شناسایی گردید. پژوهش فوق که در زمینه حسابداری زیست‌محیطی برای شرکت‌های فولاد انچام گردیده، می‌تواند به توسعه ابزارهای مدیریتی، شاخص‌های عملکرد و روش‌های گزارشگری زیست محیطی کمک نماید که به نوبه خود، صنعت فولاد را در مسیر پایداری و مسئولیت‌پذیری بیشتر هدایت می‌نماید. این پژوهش‌ها همچنین می‌توانند به بهبود عملکرد زیست‌محیطی صنعت فولاد کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل احساسی صورت‌های مالی حسابداری و اثر اظهارنظر حسابرس بر نحوه ارائه گزارش حسابرسی</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_239133.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر تحلیل احساسی صورت‌های مالی حسابداری بر نوع اظهارنظر حسابرس و نقش مداخله‌گر رفتار حسابداری و بازخورد حسابرس در این رابطه است. انگیزه اصلی تحقیق از این واقعیت ناشی می‌شود که لحن و محتوای احساسی گزارش‌های مالی می‌تواند موجب تحریف درک ذی‌نفعان، کتمان واقعیت‌های مالی و افزایش احتمال رسوایی‌های سازمانی شود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره 1393 تا 1403 بوده و نمونه‌ای متشکل از 150 صورت مالی حسابرسی‌شده شرکت‌های خصوصی با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی‌شده انتخاب شد. داده‌های پژوهش از طریق پرسشنامه استاندارد و تحلیل محتوای متون صورت‌های مالی جمع‌آوری، و با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم‌افزار EViews تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که لحن احساسی صورت‌های مالی با ضریب &amp;amp;beta;=0.64 و سطح اطمینان 99 درصد بر نوع اظهارنظر حسابرس اثر مثبت و معناداری دارد؛ به این معنا که افزایش شدت لحن احساسی، احتمال ارائه گزارش مشروط یا مردود از سوی حسابرس را بیشتر می‌کند. همچنین، رفتار حسابداری (&amp;amp;beta;=0.41) و بازخورد حسابرس (&amp;amp;beta;=0.37) هر دو اثر معناداری بر نوع اظهارنظر داشتند. اثر تعاملی لحن احساسی و بازخورد حسابرس نیز مثبت و معنادار بود (&amp;amp;beta;=0.22) که نشان می‌دهد بازخورد حسابرس می‌تواند شدت اثر لحن احساسی بر نتیجه حسابرسی را تعدیل کند، هرچند این اثر به‌طور کامل حذف نمی‌شود. نتایج بیانگر ضرورت کنترل سوگیری‌های احساسی در گزارشگری مالی و ارتقاء تعامل انتقادی بین حسابداران و حسابرسان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر مدیران زن و کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری بر عملکرد غیرمالی شرکتهای کوچک و متوسط</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_239139.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان نقش مدیران زن، کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری، کیفیت گزارشگری مالی و عملکرد غیرمالی شرکت‌های کوچک و متوسط انجام شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف، توسعه‌ای و از نظر روش، توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی است و در زمره مطالعات همبستگی قرار می‌گیرد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شرکت‌های کوچک و متوسط استان گیلان (۱۳ هزار نفر در ۷۴۲ شرکت) است. با استفاده از جدول مورگان، حجم نمونه ۳۴۶ نفر تعیین شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد برگرفته از مونتیرو و همکاران (Monteiro et al., 2024)) جمع‌آوری و با روش‌های معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین مدیران زن و کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری رابطه معنادار وجود دارد (05/0P&amp;amp;lt;). بین مدیران زن و کیفیت گزارشگری مالی رابطه معنادار وجود دارد (05/0P&amp;amp;lt;). بین کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری و کیفیت گزارشگری مالی رابطه معنادار وجود دارد (05/0P&amp;amp;lt;). بین کیفیت گزارشگری مالی و سودمندی رابطه معنادار وجود دارد (05/0P&amp;amp;lt;). بین سودمندی و عملکرد غیرمالی رابطه معنادار وجود دارد (05/0P&amp;amp;lt;). بین کیفیت گزارشگری مالی و عملکرد غیرمالی رابطه معنادار وجود دارد (05/0P&amp;amp;lt;). یافته‌ها بیانگر آن است که حضور مدیران زن می‌تواند از طریق ارتقای کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری و گزارشگری مالی، به بهبود عملکرد غیرمالی شرکت‌های کوچک و متوسط منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر حسابرسی داخلی بر کارایی فرآیندهای مالی و مدیریتی در سازمان‌های دولتی</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_239138.html</link>
      <description>حسابرسی داخلی به عنوان یکی از ابزارهای مهم تضمین کننده شفافیت و کارایی سازمان‌های دولتی شناخته شده است که می‌تواند نقش کلیدی در بهبود فرآیندهای مالی و مدیریتی ایفا کند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر کیفیت حسابرسی داخلی بر کارایی فرآیندهای مالی و مدیریتی سازمان‌های دولتی تهران در بازه زمانی مهر ۱۴۰۳ تا اردیبهشت ۱۴۰۴ بوده است. پژوهش از نوع ترکیبی و توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی است و برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های استاندارد استفاده شده که توسط مدیران و کارشناسان حسابداری در بیست سازمان دولتی تکمیل گردید. روش تحلیل داده‌ها شامل تحلیل توصیفی، آزمون‌های همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه و تحلیل عاملی اکتشافی بود که با استفاده از نرم‌افزارهای آماری انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت حسابرسی داخلی نقش معناداری در افزایش کارایی فرآیندهای مالی و مدیریتی دارد، به طوری که افزایش کیفیت حسابرسی داخلی با بهبود قابل توجهی در شفافیت گزارش‌دهی، مدیریت ریسک و کنترل‌های داخلی همراه است. تحلیل عاملی سه بعد اصلی کیفیت حسابرسی داخلی شامل &amp;amp;laquo;ارزیابی ریسک&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کنترل داخلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;گزارش‌دهی شفاف&amp;amp;raquo; را مشخص کرد که بیش از ۸۳ درصد واریانس کل را تبیین می‌کنند. این عوامل به صورت همگرا، اثر مثبتی بر افزایش کارایی فرآیندهای مالی و مدیریتی سازمان‌های دولتی داشتند. نتایج این مطالعه بر ضرورت تقویت فرآیندهای حسابرسی داخلی به عنوان ابزاری استراتژیک برای بهبود مدیریت منابع، پیشگیری از خطاها و تصمیم‌گیری مبتنی بر اطلاعات دقیق تاکید دارد. بنابراین، پیشنهاد می‌شود سازمان‌های دولتی تهران برای ارتقای عملکرد خود، سرمایه‌گذاری بیشتری در بهبود ساختار و کیفیت حسابرسی داخلی انجام دهند تا ضمن ارتقاء شفافیت، کارایی منابع مالی و مدیریتی خود را افزایش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأ ثیر توسعه حسابداری مدیریت بر هوش تجاری با توجه به نقش میانجی‌گر نوع تصمیم و محیط</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_239140.html</link>
      <description>با گسترش رقابت و افزایش پیچیدگی در محیط‌های سازمانی، نقش اطلاعات به‌موقع و تصمیم‌گیری هوشمند بیش از پیش اهمیت یافته است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر توسعه حسابداری مدیریت بر هوش تجاری و با درنظرگرفتن نقش میانجی نوع تصمیم و محیط انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را کارکنان شرکت‌های صنعتی استان کرمان تشکیل می‌دهند که از میان آن‌ها ۳۸۵ نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. این مطالعه از نوع کاربردی و با روش توصیفی ـ پیمایشی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و پرسش‌نامه گردآوری شد و کلیه فرضیات پژوهش در سطح معناداری  5 درصدآزمون گردید. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۰ استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت داده و انعطاف‌پذیری، تأثیر مثبت و معناداری بر موفقیت هوش تجاری دارند. همچنین، نوع تصمیم به‌عنوان متغیر میانجی، رابطه میان توسعه حسابداری مدیریت و ابعاد هوش تجاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که به‌کارگیری اصول پیشرفته حسابداری مدیریت می‌تواند از طریق بهبود فرآیند تصمیم‌گیری، سطح بلوغ هوش تجاری سازمان را ارتقا دهد. نوآوری این پژوهش نیز در ترکیب مفهومی متغیرهای تصمیم و محیط در مدل اثرگذاری حسابداری مدیریت بر هوش تجاری نهفته است؛ موضوعی که در ادبیات پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته است.&#13;
</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل موانع توسعه صادرات محصولات برنجی با رویکرد ترکیبی کیفی-کمی(مورد مطالعه: استان یزد)</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_247671.html</link>
      <description>رشد و توسعه صادرات به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری اقتصادی کشورها، مستلزم شناسایی و رفع موانع اساسی آن است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل موانع ساختاری توسعه صادرات محصولات برنجی (اسلب و بیلت برنجی) در صنعت برنج استان یزد انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) طراحی شده و در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 22 نفر از خبرگان صنعتی و دانشگاهی گردآوری شده است. داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده و 7 بعد کلیدی شامل روابط تجاری، قیمت، دسترسی به بازار، قوانین و مقررات، رقابت بازاری، مدودیت در ارائه خدمات بانکی و نیروی انسانی شناسایی شده است. در بخش کمی، با استفاده از تحلیل عاملی، ساختار و اهمیت این عوامل به صورت دقیق بررسی و تأیید گردید. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تمامی این عوامل نقش حیاتی و معناداری در توسعه صادرات دارند و توجه به آن‌ها می‌تواند راهگشای سیاست‌گذاران و فعالان صنعتی در ارتقای جایگاه صادراتی محصولات برنجی باشد. این پژوهش با ارائه یک مدل مفهومی دقیق، بینش ارزشمندی برای سیاست‌گذاران و فعالان صنعتی در جهت کاهش موانع و بهبود شرایط صادرات محصولات برنجی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر چابکی بازاریابی بر درک مطلوبیت خدمات: مطالعه موردی شرکت عملیات غیرصنعتی پازارگاد</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_247675.html</link>
      <description>تحول فناوری‌های ارتباطی و دیجیتال، نحوه تعامل مشتریان با سازمان‌ها را به‌صورت بنیادین دگرگون کرده و مفهوم چابکی بازاریابی را به‌عنوان یکی از قابلیت‌های حیاتی سازمان‌های خدمات‌محور مطرح ساخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر چابکی بازاریابی بر درک مطلوبیت خدمات در شرکت عملیات غیرصنعتی پازارگاد، فعال در منطقه ویژه اقتصادی انرژی خلیج فارس، انجام‌شده است.روش پژوهش: این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی‌ـ‌پیمایشی است. داده‌های موردنیاز به‌صورت میدانی از طریق دو پرسشنامه محقق ساخته و استاندارد گردآوری شد. جامعه آماری شامل کلیه شرکت‌های طرف قرارداد شرکت عملیات غیرصنعتی پازارگاد و پاسخ‌دهندگان به پرسشنامه دریافت‌کنندگان نهایی خدمات -خانواده‌های کارکنان شرکت‌های طرف قرارداد- بود که به‌صورت نمونه‌گیری احتمالی ساده به تعداد260 پرسشنامه معتبر جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SMART PLS و Excel و در دو سطح آمار توصیفی و مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام گرفت.یافته‌ها: بین چابکی بازاریابی و درک مطلوبیت خدمات دریافت‌کنندگان خدمات رابطه‌ای مستقیم و معنادار وجود دارد و هر سه بُعد چابکی ـ داخلی، تعاملی و خارجی ـ به‌طور معناداری موجب بهبود شاخص‌های ادراک مطلوبیت خدمات می‌شوند. نتیجه‌گیری: چابکی بازاریابی می‌تواند به‌عنوان رویکردی اثربخش برای افزایش کیفیت ادراک‌شده و بهبود تجربه خدمت در شرکت‌های خدماتی موردتوجه قرار گیرد. پیشنهاد می‌شود شرکت‌های خدماتی با سرمایه‌گذاری در آموزش و توانمندسازی کارکنان و بهبود فرآیندهای داخلی و ارتباطی، توان سازگاری و واکنش سریع خود را ارتقا دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر پذیرش هوش مصنوعی بر کیفیت افشای ESG و عملکرد مالی در بورس تهران:آزمون نقش میانجی افشا</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_247676.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش سنجش اثر پذیرش هوش مصنوعی در شرکت‌های بورسی ایران طی سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ بر ارتقای کیفیت افشای محیط‌زیست، مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی و پیامد آن بر بهبود عملکرد مالی شرکت‌ها است. با به‌کارگیری رگرسیون تابلویی با اثرات ثابت صنعت و سال و برآورد دو مرحله‌ای با متغیرهای ابزاری (استفاده از میانگین کیفیت افشای همتایان در سطح صنعت&amp;amp;ndash;سال و راهنمایی مقررات به‌عنوان ابزار)، نتایج نشان می‌دهد پذیرش هوش مصنوعی به‌طور معناداری کیفیت افشا را افزایش می‌دهد؛ کیفیت افشای ابزارگذاری‌شده اثر مثبت و معنادار بر بازده دارایی‌ها (ضریب تقریبی ۰٫۰۰۱۶) و بازده حقوق صاحبان سهام (ضریب تقریبی ۰٫۰۰۱۸) دارد، اما بر نسبت کیوی توبین معنادار نیست. تحلیل میانجی‌گری با روش بوت‌استرپ نیز نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از اثر پذیرش هوش مصنوعی بر بازده‌های حسابداری از کانال ارتقای کیفیت افشا منتقل می‌شود (سهم میانجی‌گری تقریبی برای بازده دارایی‌ها &amp;amp;asymp;۱٫۰۱ و برای بازده حقوق صاحبان سهام&amp;amp;asymp;۰٫۹۸)، در حالی که برای کیوی توبین معنادار نمی‌گردد (سهم تقریبی&amp;amp;asymp;۰٫۸۵). پایداری نتایج در برابر سنجه‌های جایگزین، زیرنمونه‌های اندازه و صنعت و افزودن کنترل‌های کلان تأیید شد و دلالت دارد سامانه‌های گزارشگری پشتیبانی‌شده با هوش مصنوعی شفافیت و بازده‌های عملیاتی را ارتقا می‌دهند، هرچند انعکاس این بهبود در ارزش‌گذاری بازار احتمالاً به افق زمانی طولانی‌تر و نهادهای بازار سرمایه قوی‌تر نیاز دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر قابلیت مقایسه صورت‌های مالی بر چسبندگی هزینه‌ها با تأکید بر نقش تعدیل‌گر عدم اطمینان محیطی و حاکمیت شرکتی</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_247677.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تأثیر قابلیت مقایسه صورت‌های مالی بر چسبندگی هزینه‌ها در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌پردازد. با استفاده از نمونۀ متشکل از 83 شرکت تولیدی طی سال‌های 1399 تا 1403 و به‌کارگیری رگرسیون داده‌های تابلویی با اثرات تصادفی، یافته‌ها نشان می‌دهد که بین قابلیت مقایسه صورت‌های مالی و میزان چسبندگی هزینه‌ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این رابطه در شرایط عدم اطمینان محیطی بالاتر (اندازه‌گیری‌شده توسط نوسان بازده سهام) تقویت می‌شود. افزون بر این، آزمون‌های تکمیلی نشان می‌دهد که سازوکارهای قوی حاکمیت شرکتی، به‌ویژه استقلال هیئت‌مدیره و مالکیت نهادی، اثر مثبت قابلیت مقایسه بر چسبندگی هزینه را تضعیف می‌کنند. نتایج حاکی از آن است که در بستر مورد مطالعه، منافع اطلاعاتی و تسهیل یادگیری ناشی از صورت‌های مالی قابل مقایسه، که تصمیم‌گیری راهبردی و انتظارات مدیران از تقاضای آتی را بهبود می‌بخشد، بر نقش نظارتی آن غلبه دارد. این امر مدیران را به اتخاذ رویکردی محتاطانه‌تر نسبت به کاهش منابع در دوران افت فروش سوق داده و در نتیجه چسبندگی هزینه را افزایش می‌دهد. یافته‌های پژوهش با روشن‌سازی پیامدی کمتربررسی‌شده از قابلیت مقایسه حسابداری و نشان‌دادن مشروط بودن اثر آن به محیط عملیاتی و ساختار حاکمیتی شرکت، به ادبیات موجود می‌افزاید. با این حال، با توجه به تمرکز این پژوهش بر شرکت‌های تولیدی پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، در تعمیم نتایج به سایر بخش‌ها (از جمله شرکت‌های خدماتی و مالی) باید احتیاط لازم را لحاظ نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر بدبینی مدیریتی و سرمایه‌گذاری بر مسئولیت اجتماعی شرکت‌ ‌</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_247678.html</link>
      <description>در دنیای رقابتی امروز، شرکت‌ها به طور فزاینده‌ای به عوامل رفتاری و مالی وابسته شده‌اند تا تعهد اجتماعی پایدار ایجاد کنند. بدبینی مدیریتی، به عنوان یک ویژگی روان‌شناختی کلیدی، بر تصمیم‌گیری‌های راهبردی و تخصیص منابع به فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی تأثیر می‌گذارد. سرمایه‌گذاری‌های شرکت نیز به عنوان نشانه‌ای از تعهد بلندمدت، می‌تواند افشای مسئولیت اجتماعی را تقویت یا تضعیف نماید. لذا بر پایه این استدلال، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر بدبینی مدیریتی و سرمایه‌گذاری بر مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها با استفاده از یک نمونه متشکل از 167 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1395 تا 1403 است. فرضیه‌های پژوهش بر اساس مدل رگرسیونی چندمتغیره با داده‌های ترکیبی مورد آزمون قرار گرفت و نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که بدبینی مدیریتی باعث کاهش افشای مسئولیت اجتماعی شرکت می‌شود و سرمایه‌گذاری‌های شرکت بر مسئولیت اجتماعی تأثیر معناداری دارد. یافته‌های پژوهش از لحاظ تئوریکی بیان‌کننده آن است که اثر منفی بدبینی مدیریتی می‌تواند تعهد اجتماعی را کاهش دهد، که این امر مستقیماً بر عملکرد شرکتی و ارزش‌آفرینی برای ذی‌نفعان تأثیرگذار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردی تاثیر خوانایی گزارش‌های مالی بر حق‌الزحمه حسابرسی با تاکید بر نقش تعدیل‌کننده تنوع جنسیتی هیئت‌مدیره</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_247679.html</link>
      <description>گزارش‌های مالی ناخوانا نگرانی حسابرسان را در مورد اهداف مدیریت برای پنهان‌کردن اطلاعات نامطلوب افزایش دهد. مدیران زن می‌توانند متفاوت از مدیران مرد رفتار کنند؛ زیرا آنها بیشتر نگران منافع سهام‌داران و در نهایت کاهش ریسک حسابرسی هستند. در نتیجه تنوع جنسیتی در هیئت‌مدیره می‌توانند بر خوانایی گزارش مالی و حق‌الزحمه حسابرسی تأثیر بگذارند. به‌منظور آزمون فرضیه‌ها، داده‌های مربوط به 107 شرکت بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1395 تا 1402 استخراج و از مدل‌های رگرسیونی داده‌های ترکیبی برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که شرکت‌های که دارای صورت‌های مالی خواناتری هستند حق‌الزحمه حسابرسی کمتری پرداخت کرده‌اند. نتایج نشان می‌دهند حضور زنان در هیئت‌مدیره شرکت حق‌الزحمه حسابرسی را افزایش و خوانایی گزارش مالی کاهش می‌دهد. نتایج تأثیر تنوع جنسیتی در هیئت‌مدیره بر ارتباط بین خوانایی گزارشگری مالی و حق‌الزحمه حسابرسی را تأیید می کند که منجر به کاهش حق‌الزحمه حسابرسی می‌شود. صاحب کارانی که دارای صورت‌های مالی با خوانایی بیشتر هستند بر ارزیابی حسابرسان از ریسک حسابری اثر گذاشته و حسابرسی حق‌الزحمه حسابرسی کمتری پرداخت کرده‌اند. جود زن در هیئت‌مدیره به علت ریسک گریزی ذاتی آنان سطح بالاتری از نظارت را طلب می کنند که باعث افزایش حق‌الزحمه حسابرسی می‌شود. مدیران زن به دلیل محافظه کاری بیشتر نسب به مردان گزارش مفصل را که درک آن دشوارتر است ارائه می‌دهند که خوانایی گزارش‌های مالی را کاهش می‌دهد. حضور زنان در هیئت‌مدیره به دلیل نظارت سختگیرانه تر ارتباط منفی بین خوانایی گزارش‌های مالی و حق‌الزحمه حسابرسی را تقویت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر بلوغ هوش مصنوعی استراتژیک بر اثربخشی کنترل‌های راهبردی و انعطاف‌پذیری هزینه در شرکت‌های فناور</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_247680.html</link>
      <description>در دنیای امروز کسب‌وکار، هوش مصنوعی فراتر از یک ابزار عملیاتی، به‌عنوان یک توانمندی راهبردی در حال شکل‌گیری است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بلوغ هوش مصنوعی استراتژیک بر انعطاف‌پذیری هزینه با میانجی‌گری اثربخشی کنترل‌های راهبردی در بافت شرکت‌های فناور پذیرفته‌شده در بورس و فرابورس ایران طی دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، انجام شد. روش تحقیق کمّی، توصیفی-تحلیلی و کاربردی بود. جامعه آماری شامل ۱۴۲ شرکت فناور بود که با نمونه‌گیری هدفمند، ۸۷ شرکت انتخاب و داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد مبتنی بر چارچوب Mikalef &amp;amp;amp; Gupta, 2021 و اطلاعات مالی ثانویه جمع‌آوری گردید. پایایی و روایی ابزارها با آلفای کرونباخ، میانگین واریانس استخراج‌شده و پایایی ترکیبی تأیید شد. تحلیل داده‌ها با مدل‌یابی معادلات ساختاری در محیط SmartPLS 4.0.1 انجام پذیرفت. یافته‌ها حاکی از تأثیر مثبت و معنادار بلوغ هوش مصنوعی استراتژیک بر اثربخشی کنترل‌های راهبردی و تأثیر مثبت و معنادار این کنترل‌ها بر انعطاف‌پذیری هزینه بود. همچنین، تحلیل میانجی‌گری نشان داد که رابطه بین بلوغ هوش مصنوعی و انعطاف‌پذیری هزینه کاملاً از طریق کنترل‌های راهبردی شکل می‌گیرد و اثر مستقیم معناداری وجود ندارد. این یافته‌ها بیانگر آن است که سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی تنها در صورت جذب در اکوسیستم کنترلی سازمان، منجر به افزایش انعطاف‌پذیری هزینه می‌شود و پیامدهای مهمی برای طراحی سیستم‌های کنترلی در شرکت‌های فناور دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فرهنگ پایداری در مؤسسات حسابداری از رهگذر به‌کارگیری فناوری هوش مصنوعی با تمرکز بر ابعاد سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری سبز</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_247681.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش تبیین سازوکار اثرگذاری دانش مبتنی بر هوش مصنوعی بر فرهنگ پایداری در مؤسسات حسابداری با تمرکز بر نقش سرمایه انسانی سبز و سرمایه ساختاری سبز است. باتوجه‌به تشدید فشارهای نهادی، الزامات گزارشگری پایداری و تحول دیجیتال در حرفه حسابداری، این مطالعه می‌کوشد مشخص سازد که آیا به‌کارگیری نظام‌مند هوش مصنوعی می‌تواند از طریق تقویت ظرفیت‌های درون‌سازمانی، به نهادینه‌سازی ارزش‌ها و رویه‌های پایدار بینجامد. مسئله محوری پژوهش آن است که تأثیر هوش مصنوعی بر پایداری، مستقیم نیست؛ بلکه از مسیر ارتقای شایستگی‌های زیست‌محیطی کارکنان و توسعه زیرساخت‌ها و فرآیندهای سبز سازمانی تحقق می‌یابد. بر این اساس، یک چارچوب علّی مبتنی بر دیدگاه منبع‌محور و سرمایه فکری سبز طراحی و روابط میان متغیرهای کلیدی در بستر مؤسسات حسابداری ایران آزمون شد.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، کمی و مبتنی بر رویکرد استقرایی است. داده‌ها به‌صورت مقطعی و از طریق پرسش‌نامه مبتنی بر طیف لیکرت گردآوری شد. ابزار سنجش با اقتباس از مطالعات معتبر پیشین طراحی و پس از بومی‌سازی، روایی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، میانگین واریانس استخراج‌شده و معیار فورنل - لارکر تأیید گردید. از مجموع 237 پرسش‌نامه توزیع‌شده، 224 پرسش‌نامه معتبر در تحلیل نهایی استفاده شد. برای آزمون مدل مفهومی و فرضیه‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار اسمارت پی‌ال‌اس بهره گرفته شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر سواد مالی مدیران بر برنامه ریزی استراتژیک مدیریت و کنترل داخلی اثربخش با تاکید بر نقش میانجی سواد مالی دیجیتال (مورد مطالعه: مدیران صنعت بانکداری گیلان)</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_247682.html</link>
      <description>در محیط پویا و رقابتی کسب‌وکار امروزی، اثربخشی سیستم‌های برنامه ریزی استراتژیک مدیریت و کنترل داخلی به عنوان یکی از ارکان اساسی سلامت مالی و دستیابی به اهداف راهبردی سازمان‌ها شناخته می‌شود، بخصوص در صنعت بانکداری که به عنوان شریان حیاتی توسعه ملی عمل می‌کند و پایداری عملکرد مالی آن، مستقیماً بر رشد پایدار و رونق کسب‌وکارها در سطح کلان تأثیر می‌گذارد.روش‌شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی بوده و دارای ماهیت کاربردی بود. جامعه و نمونه آماری این پژوهش مدیران صنعت بانکداری گیلان بودند، که بر اساس آمار بدست آمده از شعب بانک‌های این استان بالغ بر 1598 ثبت شده است. اطلاعات از مدیران این شعب بانکی، جمع آوری شد. لازم به ذکر است تعداد افراد نمونه بر اساس فرمول کوکران حداقل نمونه 309 نفر بدست آمد که جهت اطمینان بیشتر 320 نفر به روش در دسترس نمونه گیری و انتخاب شدند، که در نهایت 315 پرسشنامه بدون نقض و کامل بازگشت داده شد. جهت گردآوری اطلاعات از روش میدانی و ابزار پرسشنامه استفاده شد. نتایج: در محیط پیچیده و مبتنی بر فناوری صنعت بانکداری نوین، استقرار حاکمیت شرکتی اثربخش و ارتقای کیفیت برنامه ریزی استراتژیک مدیریت ، مستلزم گذار از پارادایم دانش مالی سنتی به سمت توسعه شایستگی‌های ترکیبی (مالی-دیجیتال) در سطح مدیران است. اگرچه سواد مالی محض، زیربنای تئوریک و تحلیلی لازم برای درک ریسک‌ها، تخصیص بهینه منابع و طراحی چارچوب‌های کنترلی را فراهم می‌آورد، اما اثربخشی عملیاتی این دانش در گرو نقش میانجی و کاتالیزوریِ &amp;amp;laquo;سواد مالی دیجیتال&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل بلوغ هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت راهبردی با روش فراترکیب</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_247683.html</link>
      <description>شتاب فناوری‌های هوشمند، حسابداری مدیریت راهبردی را به تحولی بنیادین سوق داده، اما نبود چارچوبی یکپارچه برای تبیین ابعاد این گذار، خلأیی نظری و عملی ایجاد کرده است. هدف این پژوهش، طراحی مدل جامع بلوغ هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت راهبردی برای ترسیم مسیر تکاملی سازمان‌هاست. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب، ۲۳ مقاله منتخب از پایگاه‌های معتبر را تحلیل نظام‌مند کرد. غربالگری با پروتکل PRISMA 2020 و ارزیابی کیفیت با ابزار CASP انجام شد. پایایی با ضریب کاپای کوهن و همبستگی درون‌رده‌ای با مشارکت شش خبره تأیید گردید. سنتز موضوعی سه‌مرحله‌ای به استخراج سه مضمون انجامید: پیش‌ران‌های موفقیت در لایه‌های فنی (کیفیت داده‌ها و زیرساخت ابری)، سازمانی (حمایت مدیریت و حاکمیت هوش مصنوعی) و هوش ترکیبی (سواد دیجیتال و توضیح‌پذیری الگوریتم‌ها)؛ موانع پیاده‌سازی در سطوح فنی (اینرسی سیستم‌های موروثی)، اقتصادی-سازمانی (هزینه‌ها و مقاومت ساختاری) و انسانی-اخلاقی (چالش جعبه سیاه و سوگیری الگوریتمی)؛ و پیامدهای سازمانی از خودکارسازی عملیاتی تا تحول استراتژیک نقش حسابدار. تلفیق این مضامین، مدل بلوغی پویا در پنج سطح شکل داد. نوآوری اصلی، ارائه چارچوب یکپارچه اجتماعی-فنی است که برخلاف مدل‌های تک‌بعدی، هم‌زمان عوامل موفقیت، موانع و پیامدها را در حسابداری مدیریت راهبردی ترکیب می‌کند. خلق مفهوم هوش ترکیبی به‌عنوان لایه‌ای متمایز از پیش‌ران‌ها و تبیین حسابدار ترکیبی به‌عنوان والاترین پیامد بلوغ، نقشه راهی عملی برای حرفه و مبنایی برای پژوهش‌های آتی فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه غیرخطی انعطاف پذیری مالی و پایداری شرکت با توجه به نقش تعدیلگر کارایی سرمایه گذاری</title>
      <link>https://www.smajournal.ir/article_254089.html</link>
      <description>پایداری شرکت‌ها به یکی از دغدغه‌های اصلی مدیریت تبدیل شده است؛ با این حال، تأثیر مدیریت منابع و انعطاف‌پذیری مالی بر عملکرد پایدار همیشه خطی نیست و کارایی سرمایه‌گذاری می‌تواند این رابطه را تعدیل کند. بر این اساس هدف از این پژوهش بررسی رابطه غیرخطی انعطاف‌پذیری مالی و پایداری شرکت با توجه به نقش تعدیلگر کارایی سرمایه‌گذاری است. پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی و بر حسب روش توصیفی- همبستگی است؛ قلمرو مکانی شامل شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. نمونه آماری تحقیق شامل 141 شرکت طی سال‌های 1394 تا 1403 می‌باشد. آزمون‌های این پژوهش با استفاده از نرم‌افزار Eviews صورت پذیرفته است. اطلاعات به دو طریق کتابخانه‌ای و میدانی جمع‌آوری گردیده است. برای آزمون فرضیات تحقیق از رگرسیون چندگانه استفاده شده است. نتایج نشان داد بین انعطاف‌پذیری مالی با ضریب 02/0 در سطح 95 درصد و عملکرد پایداری شرکت رابطه به‌صورت U معکوس وجود دارد. بین انعطاف‌پذیری مالی با ضریب 145/0 در سطح 95 درصد و عملکرد مالی پایدار شرکت رابطه به‌صورت U معکوس وجود دارد. ضریب متغیر تعاملی بین انعطاف‌پذیری مالی و کارایی سرمایه‌گذاری 443/0 در سطح 90 درصد معنادار است و بر رابطه بین انعطاف‌پذیری مالی و عملکرد پایداری نقش تعدیلگر دارد. ضریب متغیر تعاملی کارایی سرمایه‌گذاری و توان دوم انعطاف‌پذیری مالی برابر با 651/3 بوده و در سطح 95 درصد معنادار است بر رابطه بین انعطاف‌پذیری مالی و عملکرد مالی پایدار شرکت نقش تعدیلگر دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
